محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
326
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
العرانين : بالاى بينى در قسمت برخورد دو ابرو . السّهوب : دشتهاى گسترده . البيد : به همان معناى قبلى است . الأخدود : شكافهايى در زمين . الجلاميد : صخرهها . الشّناخيب : قله كوهها . الصّياخيد : صخرههاى سخت . الأديم : سطح و رويه . الخياشيم : سوراخهاى بينى . المرافق : جمع « مرفق » به معناى چيزى كه از آن استفاده مىشود . ساختار ادبى زبدا : مفعول مطلق براى « ترغو » است . مستخذيا : حال براى ضمير مستتر در « ذل » است . ساجيا : خبر براى « أصبح » است . مدحوّة : حال براى « أرض » است . فجّر : جواب « لمّا » است . متسرّبة : حال براى ضمير « تغلغلها » است . متنسّما : حال براى « هوى » است . تحولات علوم طبيعى علماى طبيعيت مىگويند كه زمين از خورشيد جدا شده است و سپس ماه از زمين جدا شده است ؛ در حالى كه پس از رفتن انسان به ماه و مطالعه